معنی جای بگذاشتن
6 بازدید
[ بُ تَ ] (مص مرکب) جای را رها کردن. رفتن : چون از این فصل خارج شد برخاست و جای بگذاشت. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «جای بگذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر