معنی جای بستن
6 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) ترتیب دادن مکان. (ارمغان آصفی از بهار عجم). جای دادن. جای معین کردن : به تخت جم نمی گنجید ذات قهرمان حق بعزت خانهٔ عرش مجیدش جایگاه بستند. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جای بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر