معنی جای بودن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) سزاوار بودن. شایسته بودن : به شه نواخته شد فخر دین و جای بود بدین نوازش شاه ار کند تفاخر و ناز. سوزنی.
کلمات همقافیه با «جای بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر