معنی جایگیر بودن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) پذیرفته گشتن. قبول شدن : چنین داد پاسخ مر او را دبیر که گر رای من نیستت جایگیر همان گوی و آن کن که رای آیدت بدان رو که دل رهنمای آیدت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «جایگیر بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر