معنی جاورده
4 بازدید
[ وِ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. در ۷ هزارگزی جنوب خاوری قلعهٔ رئیسی و مرکز دهستان است. محلی کوهستانی و سردسیر و مالاریائی است ۶۵ تن سکنه دارد و زبان آنان لری، فارسی است و آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، برنج، پشم و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و حشم داری و صنایع دستی و پارچه بافی است. راه آنجا مالرو و ساکنین از طایفهٔ طیبی می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ وِ دِهْ ] (اِخ) دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان است. در ۷ هزارگزی جنوب خاوری قلعه رئیسی واقع شده و مرکز دهستان است. محلی است کوهستانی و سردسیر و مالاریائی. ۶۵ تن سکنه دارد و زبان آنان لری و فارسی است آب از چشمه تأمین میشود و محصول آنجا غلات، برنج، پشم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. صنایع دستی آن قالی و پارچه بافی و راه مالرو است. ساکنین از طایفهٔ طیبی هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «جاورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر