معنی جاورد
4 بازدید
[ وَ ] (اِ) خاری باشد سفیدرنگ. (شرفنامهٔ منیری) (برهان) (آنندراج). جاوز. بعربی ثُغام. (برهان) (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). سپیدخار. درمنهٔ سپید. رجوع به جاوزد شود.[ ] (اِخ) از رستاق خوی. (از تاریخ قم ص ۱۱۸ در نسخهٔ اصلی «فاورد» است).
کلمات همقافیه با «جاورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر