معنی جامکیه
6 بازدید
[ مَ کی یَ ] (اِ) معرب جامگی. ماهانه. انعام. وظیفه. راتبه. (ناظم الاطباء). مأخوذ از جامگی از ریشهٔ جامه (لباس) که در اصل اجرت نگاهدارندهٔ لباس است و در تداول به معنی مزد، اجرت، مقرری، مستمری، مزدوری و اجیری است: و لم یأخذ جامکیة، ولا لبس تشریفاً. ج، جوامک و جماکی. جوامک المدارس؛ حق القدم یک معلم. جامکی با افعال اعطی، عمل له، اطلق له، وضع له، قرر، وصل استعمال میشود. (از دزی ج ۱).
کلمات همقافیه با «جامکیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر