معنی جامکیه

معنی جامکیه

6 بازدید
[ مَ کی یَ ] (اِ) معرب جامگی. ماهانه. انعام. وظیفه. راتبه. (ناظم الاطباء). مأخوذ از جامگی از ریشهٔ جامه (لباس) که در اصل اجرت نگاهدارندهٔ لباس است و در تداول به معنی مزد، اجرت، مقرری، مستمری، مزدوری و اجیری است: و لم یأخذ جامکیة، ولا لبس تشریفاً. ج، جوامک و جماکی. جوامک المدارس؛ حق القدم یک معلم. جامکی با افعال اعطی، عمل له، اطلق له، وضع له، قرر، وصل استعمال میشود. (از دزی ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «جامکیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید