معنی جامکیخوار
5 بازدید
[ مَ / مِ خوا / خا ] (نف مرکب) جامگی خوار. مواجب گیر. ماهانه بگیر. آنکه شهریه یا سالانه اجرت گیرد. راتبه گیر: مرا خضر تعلیم گر بود دوش به رازی که آمد پذیرای گوش که ای جامکی خوار تدبیر من ز کام سخن چاشنی گیر من. خاقانی (از جهانگیری). فهرست جمال هفت پرگار از هفت خلیفه جامکی خوار.نظامی. رجوع به جامگی خوار شود.
کلمات همقافیه با «جامکیخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر