معنی جامگاه
5 بازدید
(اِ مرکب) نقل دان. (آنندراج): بساط باغ بزم میکشان بود درختان جامگاه و نقل دان بود. اشرف (از آنندراج). || جای شمسهٔ ایوان. (آنندراج): رفعت طاق درش نوشیروان را سرکشان جام گاه قبه اش خورشید تابان را ضیاء. شفیع (از آنندراج). || جامکان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جامگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر