معنی جاحش
5 بازدید
[ حِ ] (ع ص) خراشندهٔ پوست و بازبرندهٔ آن. || ستم کننده. || کوشش کننده. کوشا. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جاحش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حش» برای سرودن شعر