معنی تیزچنگال
5 بازدید
[ چَ ] (ص مرکب) تیزچنگل. تیزچنگ : چنان اندیشد او از دشمن خویش چو باز تیزچنگال از کراکا.دقیقی. یعنی دَدَگان مرا به دنبال هستند سگان تیزچنگال.نظامی. عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه ترا باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی. سعدی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزچنگال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر