معنی تیزرو

معنی تیزرو

5 بازدید
[ رَ / رُو ] (نف مرکب) رهوار. نوند. تندرو. تیزپا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تیزگام. (آنندراج). پرشتاب. سریع : برفت اهرمن را به افسون ببست چو بر تیزرو بارگی برنشست.فردوسی. ز پویندگان هرچه بد تیزرو خورش دادشان سبزه و کاه و جو.فردوسی. پر از خشم و پرکینه سالار نو نشست از بر چرمهٔ تیزرو.فردوسی. خدنگ تیزروش را یکی ستاره شناس ستاره ای که کند با دل عدوش قران.فرخی. که کن و بارکش و کارکن و راه نورد صفدر و تیزرو و تازه رخ و شیرآواز. منوچهری. ز بس تیزی زنگی تیزرو بدو پهلوان گفت چندین مدو. اسدی (گرشاسب نامه). نیاساید ز بیدادی که مرکب تیزرو دارد فروساید اگر سنگی که پرتیز است سوهانش. ناصرخسرو. چند همی بقدرت او گردد این آسیای تیزرو بی در.ناصرخسرو. ... اندر مجسطی پیدا کرده است میان کواکب تیزرو. (مجمل التواریخ و القصص). عدل او بود با قضا همسر حکم او بود تیزرو چو قدر.سنائی. تیزرو باشد به سوی راه دوزخ روز حشر هرکه این جا در ره مهرت رود با کاهلی. سوزنی. سر سال کز گنبد تیزرو شمار جهان را شدی روز نو.نظامی. چنان تیزرو شد که دریافتش به زخمی سر از ملک برتافتش.نظامی. نباید تیزدولت بود چون گل که آب تیزرو زود افکند پل.نظامی. نقل است که یک روزش بدعوتی خوانده بودند مگر منتظر کسی بودند دیر می آمد یکی از جمع مردی تیزرو بود گفت: ای شکم... (تذکرةالاولیاء عطار). ای بسا اسب تیزرو که بماند خرک لنگ جان بمنزل برد. سعدی (گلستان). از سر کُه سیل های تیزرو وز تن ما جان عشق آمیزرو.مولوی. چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی بمن ده تا بیاسایم دمی.حافظ. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تیزرو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید