معنی تیززبان
4 بازدید
[ تیزْ، زَ ] (ص مرکب) زبان آور و بلیغ و فصیح. (ناظم الاطباء). ذلق. ذلیق. حلیف. طلق اللسان. طلیق اللسان. حلیف اللسان. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تیززبانی و تیز و دگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیززبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر