معنی تیزجوش
6 بازدید
(نف مرکب) سخت جوشنده و شتابان. سخت دونده و ناآرام : نشستند بر تازی تیزجوش همه خاره خفتان و پولادپوش.نظامی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزجوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر