معنی تیزجنگ
5 بازدید
[ جَ ] (ص مرکب) مهیا و آمادهٔ نبرد. (از فهرست ولف). برانگیختهٔ جنگ : چو بشنید بهرام شد تیزجنگ بیامد یکی تیغ هندی به چنگ.فردوسی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزجنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر