معنی تیر امان
6 بازدید
[ رِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سلاطین چون کسی را امان دهند و خواهند که مزاحمتی از لشکریان به او نرسد تیری که نام پادشاه بر آن نقش کرده باشد از جعبهٔ خاص به او دهند و این نشان امان باشد. (آنندراج) (از غیاث اللغات): تا تیر هلاکم بزنی بر دل مجروح یا جان بدهم یا بدهی تیر امانم.سعدی. چو مژگانش به قتل عام شاد است وزان تیر امان کس را نداده ست. مسیحی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تیر امان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر