معنی تیرگری
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) شغل تیرسازی. (ناظم الاطباء). عمل تیرگر. رجوع به تیرگر شود.
کلمات همقافیه با «تیرگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر