معنی تیرهرو
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) تیره رخ. تیره چهر. سیه روی. تیره روی : زحل نحس و تیره روی نگر کز بر مشتریش مستقر است.خاقانی. ز خورشید تا سایه موئی بود که این روشن، آن تیره روئی بود.نظامی. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر