معنی تیره‌رنگ

معنی تیره‌رنگ

5 بازدید
[ رَ / رِ رَ ] (ص مرکب) سیاهرنگ و کدررنگ. (ناظم الاطباء). اکهب. اکدر. (تاج المصادر بیهقی). تیره گون : که این مرده ری ببر و خفتان جنگ بینداز و این مغفر تیره رنگ.فردوسی. فرستاد از آن آهن تیره رنگ یکی آینه کرده روشن ز زنگ.فردوسی. زمین تیره گون شد هوا تیره رنگ که پنهان شد از گرد رخسار زنگ. اسدی (گرشاسب نامه). نهنگی را همی ماند که گردون را بیوبارد چو از دریا برآید جرم تیره رنگ غضبانش. ناصرخسرو (دیوان ص ۲۱۶). پدر گفتش اندر شب تیره رنگ چه دانی که گوهر کدام است و سنگ. سعدی (بوستان). بگوش آمدش در شب تیره رنگ که شخصی همی نالد از دست تنگ. سعدی (بوستان). رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود. || (اِ مرکب) اسب و کمیت که سرخ و تیره باشد. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تیره‌رنگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید