معنی تیرهرخ
6 بازدید
[ رَ / رِ رُ ] (ص مرکب) تیره روی. تیره چهر: روشنی و خرمی مملکت از کلک اوست گرچه سر کلک او تیره رخست و نژند. سوزنی. رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیرهرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر