معنی توطید
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بر جای بداشتن. (زوزنی). پای بر جای کردن و استوار گردانیدن و گرانسنگ ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). استوار کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به توطد شود.
کلمات همقافیه با «توطید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر