معنی توشهٔ راه
4 بازدید
[ شَ / شِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) زاد و مایحتاج مسافرت از خوراکی. (ناظم الاطباء). زاد سفر. ره توشه : بجوئید و این توشهٔ ره کنید بکوشید تا رنج کوته کنید.فردوسی. ز شغل دگر دست کوتاه کرد به عزم سفر توشهٔ راه کرد.نظامی. منم روی از جهان در گوشه کرده کفی پست جوین ره توشه کرده.نظامی.
کلمات همقافیه با «توشهٔ راه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر