معنی توشه کردن
4 بازدید
[ شَ / شِ کَ دَ ] (مص مرکب) آذوقهٔ راه کردن. ذخیره کردن. بضاعت ساختن : توشه از طاعت یزدانت همی باید کرد که در این صعب سفر طاعت او توشهٔ ماست. ناصرخسرو. تا نبرد خوابت از او گوشه کن اندکی از بهر عدم توشه کن.نظامی.
کلمات همقافیه با «توشه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر