معنی توشه دادن
5 بازدید
[ شَ / شِ دَ ] (مص مرکب) تزوید. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). مزادة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زاد و قوت دادن. آذوقه دادن : ماه به ماه می کند شاه فلک کدیوری عالم فاقه برده را توشه دهد توانگری. خاقانی. ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم که صبح را دهم از گریه توشهٔ شبگیر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «توشه دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر