معنی توسط کردن
6 بازدید
[ تَ وَسْ سُ کَ دَ ] (مص مرکب) میانگی کردن. میانجی شدن. وساطت کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): یکی از وزرا به زیردستان رحمت آوردی و اصلاح همگنان را به خیر توسط کردی. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «توسط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر