معنی توریدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) به معنی تولیدن باشد که رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن است. (برهان). به معنی رمیدن و دور شدن بود و تولیدن نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). تولیدن و گریختن و رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن. (ناظم الاطباء). || شرمنده شدن در حضور خصم. (برهان). بسیار شرمنده شدن. (ناظم الاطباء). شرمنده شدن و شکسته شدن به حضور خصم. (آنندراج). || پرسیدن و تفحص کردن و جاسوسی کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «توریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر