معنی تورید
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) گلگون کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار). گلگون کردن رخسار را. یقال: وردت المرأة خدها؛ اذا حمرت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). || رنگ کردن لباس را به رنگ گل سرخ. (از اقرب الموارد). || گل بیرون آوردن درخت. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). گل کردن درخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ تُ ] (اِخ) دارالحکومهٔ قدیم روس که شامل کریمه و چند کشور مجاور آن بوده است. (از لاروس). شبه جزیره ای است در شمال دریای سیاه و جنوب روسیه که امروز آن را کریمه می نامند. (اعلام تمدن قدیم فوستل دوکلانژ). رجوع به تاریخ ایران باستان ج ۱ ص ۵۷۵، ۵۸۳ و ۶۱۵ و قریم و کریمه شود.
کلمات همقافیه با «تورید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر