معنی توریخ
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) تاریخ کردن نامه و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تاریخ کردن. (دهار). تاریخ نوشتن کتاب را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || وقت چیزی پدید آمدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «توریخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر