معنی تودره
6 بازدید
[ دَ رَ / رِ ] (اِ) پرنده ایست بزرگ جثه که آن را شکار کنند و گوشت لذیذی دارد و به عربی حباری خوانند. (برهان). جانوری است بزرگ جثه که گوشت آن لذیذ است و آن را چال نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). هوبره و حباری. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). مرغی است بزرگ که آن را شکار کنند. گوشت لذیذی دارد و به عربی حباری گویند و به هوبره مشهور است و بیشتر آن را با چرغ شکار کنند، و آن را به فارسی چال نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج): دمان یوز تازان بر آهوبره کمین ساخته چرغ بر تودره. اسدی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «تودره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر