معنی توجؤ
6 بازدید
[ تَ وَجْ جُ ءْ ] (ع مص) به دست و به کارد زدن، یقال: توجأه بالید و السکین توجؤاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). با کارد و دست زدن بر موضعی. (از اقرب الموارد). در حدیث ابوهریره: فحدیدته فی بطنه یتوجأ بها فی نار جهنم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توجؤ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جؤ» برای سرودن شعر