معنی توجبه
5 بازدید
[ جَ بَ / بِ / جِ بَ / بِ ] (اِ) سیلاب را گویند. (برهان) (آنندراج). سیل. (صحاح الفرس). این کلمه را صاحب منتهی الارب با تاء مثناة فوقانی بیش از صد موضع می آورد و هیچ جا نوجبه با نون نیاورده است. رشیدی می گوید با تاء غلط است و با نون صحیح است و گوید بمعنی سیل نیز نیست، بمعنی چشمه است، چه صاحب مقاصداللغة در کلمهٔ عِدّ عربی گوید: العِدّ؛ نوژبه و عِدّ به کسر عین و تشدید دال بمعنی آبی است که از چشمه تراود - انتهی. لیکن صاحب منتهی الارب همه جا توجبه با تاء آورده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): غُدَر؛ آب که توجبه سپس گذارد. جوخ؛ کندن توجبه کنارهٔ رود را. خضیعة؛ آواز توجبه. تجرّف؛ کاویدن توجبه زمین را. (منتهی الارب). رجوع به معانی غشمرة، نخج، اعمیان، دافعة، تجرف السیل، قعیث، اکدر، جلخ، سیل دقاق، قرتاس، سیل قصر، عرندس، مدر، ثجیج، جیخ، جُبار و اخافة در منتهی الارب شود: خود ترا جوید همه خوبی و زیب همچنان چون توجبه جوید نشیب.رودکی. رجوع به نوجبه شود. || بمعنی فرشته هم آمده است. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بمعنی فرشته، چون شاهدی ندارد جای شک باشد... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).[ جَ بَ / بِ / جِ بَ / بِ ] (اِ) سیلاب را گویند. (برهان) (آنندراج). سیل. (صحاح الفرس). این کلمه را صاحب منتهی الارب با تاء مثناة فوقانی بیش از صد موضع می آورد و هیچ جا نوجبه با نون نیاورده است. رشیدی می گوید با تاء غلط است و با نون صحیح است و گوید بمعنی سیل نیز نیست، بمعنی چشمه است، چه صاحب مقاصداللغة در کلمهٔ عِدّ عربی گوید: العِدّ؛ نوژبه و عِدّ به کسر عین و تشدید دال بمعنی آبی است که از چشمه تراود - انتهی. لیکن صاحب منتهی الارب همه جا توجبه با تاء آورده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): غُدَر؛ آب که توجبه سپس گذارد. جوخ؛ کندن توجبه کنارهٔ رود را. خضیعة؛ آواز توجبه. تجرّف؛ کاویدن توجبه زمین را. (منتهی الارب). رجوع به معانی غشمرة، نخج، اعمیان، دافعة، تجرف السیل، قعیث، اکدر، جلخ، سیل دقاق، قرتاس، سیل قصر، عرندس، مدر، ثجیج، جیخ، جُبار و اخافة در منتهی الارب شود: خود ترا جوید همه خوبی و زیب همچنان چون توجبه جوید نشیب.رودکی. رجوع به نوجبه شود. || بمعنی فرشته هم آمده است. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بمعنی فرشته، چون شاهدی ندارد جای شک باشد... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «توجبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر