معنی توائی
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) فراهم آمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اجتماع قوم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «توائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر