معنی توائم
5 بازدید
[ تَ ءِ ] (ع اِ) جِ توأم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). توایم. (ناظم الاطباء). - توائم اللؤلؤ؛ همانند توائم النجوم است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - توائم النجوم؛ ستاره های با یکدیگر درآمده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کواکب مختلفه . (ناظم الاطباء). رجوع به توأم شود.
کلمات همقافیه با «توائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر