معنی تهماع
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) جاری شدن اشک چشم. (از اقرب الموارد). همع همعاً و هموعاً و همعاناً و تهماعاً. رجوع به همع شود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تهماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر