معنی تن نمودن
5 بازدید
[ تَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) مرحوم دهخدا جملهٔ زیر از دولتشاه را با تردید، پرداختن و ادا کردن معنی کرده است : و رجوع به وطن نمود تا باقی املاک پدر را فروخته، در باقی دیوان تن نماید. (از تذکرهٔ دولتشاه، در ترجمهٔ ابن یمین، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تن نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر