معنی تن کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) پوشیدن، چنانکه جامه را. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر