معنی تنکید
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) آواز بلند برداشتن. (زوزنی). رجوع به نکد شود. || سخت و دشوار گردانیدن عیش. || تیره گردانیدن عیش کسی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنکید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر