معنی تنوق کردن
5 بازدید
[ تَ نَ وْ وُ کَ دَ ] (مص مرکب) در نظافت و پاکیزگی چیزی مبالغت کردن. || نیکو کردن خورش و لباس و آراستگی کردن در کار: ... وی اندر آن تنوق کردی تا سخت نیکو آمدی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۰۶). و بر خصوص درگاه و منشی و حاجب تنوق هرچه تمامتر کرد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۹۲). رجوع به تنوق شود.
کلمات همقافیه با «تنوق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر