معنی تنوقات
5 بازدید
[ تَ نَ وْ وُ ] (ع اِ) جِ تنوق: او را در مصاحبت خود به خوارزم آورد و انواع تنوقاتی که میان دو سلطان تواند بود به تقدیم رسانید. (جهانگشای جوینی). رجوع به تنوق و تنوق کردن شود.
کلمات همقافیه با «تنوقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر