معنی تنوره کشیدن
8 بازدید
[ تَ رَ / رِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) در حال چرخیدن به هوا پریدن. (فرهنگ فارسی معین). به هوا برشدن دیو و جادو، بی بال و پر. دواریدن. در افسانه های قدیمی، بر هوا شدن دیو بی بال و پری، راست بسوی بالا. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): دیوان تنوره می کشند و به آسمان می روند. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به مادهٔ قبل و تنوره شود.
کلمات همقافیه با «تنوره کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر