معنی تنصی
4 بازدید
[ تَ نَ صْ صی ] (ع مص) موی به شانه کردن. (تاج المصادر بیهقی). شانه کردن زن موی خود را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || نزدیک شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). متصل گردیدن چیزی به چیزی. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || زن خواستن در برگزیدهٔ قوم، یقال: تنصی بنی فلان؛ اذا تزوج فی نواصیهم (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)؛ یعنی زن گرفت از اشراف بنی فلان. || گرفتن موی پیشانی کسی را. (ناظم الاطباء). || ترجیل زن موی خود را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر