معنی تنصیب
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) پست گردانیدن. || برداشتن چیزی را و بر پای کردن، از اضداد است. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: نصبت الخیل آذانها؛ ای رفعتها. (اقرب الموارد). || بدی آشکار کردن برای کسی. || بهره [ مند ] گردانیدن مرکبی را. || ستون ایستاده کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || منصب و مقام دادن سلطان کسی را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنصیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر