معنی تندیس
6 بازدید
[ تَ ] (اِ مرکب) بمعنی تن مانند است، چه دیس بمعنی مانند باشد و بمعنی صورت و تمثال و پیکر و کالبد و قالب و جثه نیز آمده است اعم از انسان و حیوانات دیگر. (برهان) (از ناظم الاطباء). بمعنی تندس. (فرهنگ جهانگیری) (از آنندراج). از: تن + دیس، جزو دوم از مصدر «دئس» اوستایی بمعنی نمودن و نشان دادن، یعنی تن نما، و این جزو بصورت پسوند در فرخاردیس و طاقدیس هم دیده میشود. (حاشیهٔ برهان چ معین): نگارند تندیس او گر بکوه ز سنگ وقارش شود کُه ستوه.دقیقی. دو تندیس از زر برانگیخته ز هر صورتی قالبی ریخته.نظامی. رجوع به فرهنگ ایران باستان ص ۲۶۱، ذیل شبدیز و تندس و تندسه و تندیسه شود.
کلمات همقافیه با «تندیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر