معنی تندیدن

معنی تندیدن

5 بازدید
[ تُ / تَ دی دَ ] (مص) سر زدن غنچه و برگ و شکوفه باشد از درخت (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) چه هرگاه درخت شروع در برگ و شکوفه برآوردن کند گویند تندید یعنی برگ و شکوفه برآورد. (برهان ذیل تندید). شکوفه بیرون آوردن درخت را گویند. (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۱۸ ذیل تندید). در برگ آمدن درختان، گویند درخت می تندد یعنی برگ بیرون می آورد. (اوبهی). شکوفه بدرآوردن درخت. (از صحاح الفرس): به صد جای تخم اندرافکند بخت بتندید شاخ و برآورد رخت. عنصری (از لغت فرس اسدی ایضاً). ازعاب؛ بتندیدن رَز. (تاج المصادر بیهقی). یعنی برگ برآوردنْ گرفتنِ درخت بعد از سیرابی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
[ تُ دی دَ ] (مص) در خشم شدن و اعراض کردن. (برهان). تندی کردن. درشتی کردن. خشم گرفتن. تیز شدن. (فرهنگ فارسی معین). خشمناک گشتن. ستهیدن و در خشم شدن و اعراض کردن. (ناظم الاطباء). در خشم رفتن. (برهان ذیل تندید): ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید بتندید و بجوشید و بکالید. عطار (از بلبل نامه). عقل او کم بود و حرص او فزون چون جرا [ اجری ] کم دید شد تند و حرون... چون خری پابسته تندد از خری هر دو پایش بسته گردد بر سری ور نتندیدی ز بند آن بوالفضول او نه خر بودی بدی شیر فحول. مولوی. بتندید با من که عقلت کجاست چو دانی و پرسی سؤالت خطاست. (بوستان). فقیر از بهر نان بر در دعاخوان تو می تندی که مرغم نیست بر خوان. سعدی. چو بشنید این سخن بر زاری او بتندید از پریشانکاری او بدل در دشمنی چیزی نبودش ولی در دوستی می آزمودش.اوحدی. ایشان بر وی تندید و او را دشنام دادند. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۱۴۶). عیسی بر آن دژمناک تندید و گفت دهن خود ببند. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۱۹۴). || غریدن و لندیدن رعد. || نالیدن و لرزیدن. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تندیدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید