معنی تندیسه
4 بازدید
[ تَ سَ / سِ ] (اِ مرکب) بمعنی تندیس است که تمثال و صورت و مانند و غیره باشد. (برهان). پیکر و تصویر و تمثال. (ناظم الاطباء). صورت که پیکر نیز گویندش. (شرفنامهٔ منیری). بمعنی تندس است.(فرهنگ جهانگیری): بیاراست آن را به مه پیکران به اشکال تندیسهٔ بیکران. معروفی (از فرهنگ جهانگیری). رجوع به تندیس شود.
کلمات همقافیه با «تندیسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر