معنی تندید
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) کسی را به بدی معروف کردن. (تاج المصادر بیهقی). آشکار کردن عیبهای کسی را و بد شنوانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پراکنده کردن شتران را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || شهرت دادن و شایع کردن چیزی در میان مردم. (از اقرب الموارد). || آواز بلند برداشتن. (تاج المصادر بیهقی). بلند کردن صدا. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تندید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر