معنی تنان تن
6 بازدید
[ تَ تَ ] (اِ) جسم کل که جرم فلک نهم باشد و آن را تنائید و تنبد و تنتن و تن سالار گویند. از فرهنگ دساتیر نقل شد. (انجمن آرا) (آنندراج). تنامبد. جهان و گیتی و آسمان نهم. (ناظم الاطباء). از برساخته های فرقهٔ آذر کیوان است.
کلمات همقافیه با «تنان تن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر