معنی تنانه
9 بازدید
[ تَ نَ / نِ ] (ص نسبی، پسوند) مرکب از تن (شخص) +آنه (پساوند) ظاهراً بصورت مرکب استعمال شود مانند ده تنانه؛ به اندازهٔ ده تن. بقدر ده تن. مانند ده تن : کوشران بافغان و با شغب اند کاین نه عدل است ای خدای حکیم کان یکی ده تنانه دارد ریش وین یکی را، زنخ ز موی چو سیم. حسین الداری (از تاریخ بیهق ص ۱۲۷).
کلمات همقافیه با «تنانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر