معنی تنافذ
6 بازدید
[ تَ فُ ] (ع مص) به قاضی رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: تنافذوا الی القاضی؛ ای خلصوا الیه فاذا ادلی کل منهم بحجته فیقال تنافدوا (با دال مهمله). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تنافد شود.
کلمات همقافیه با «تنافذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فذ» برای سرودن شعر