معنی تنافد
6 بازدید
[ تَ فُ ] (ع مص) حجت آوردن در نزد قاضی. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تخاصم. (اقرب الموارد). رجوع به تنافذ شود.
کلمات همقافیه با «تنافد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر